![]() |
دچار باید بود... |
![]() |
|
در آخر...
|
|
من چه سبزم امروز و چه اندازه تنم هشیار است در دل من چیزی است ، مثل یک بیشه ی نور ، مثل خواب دم صبح و چنان بی تابم که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه... آن دورها آوایی ست که مرا می خواند...
وقت "رفتن" رسیده مهربانم... دستم را قلبم را وجودم را و... روحم را به تو می سپارم... و هوسم سکوت را به تماشا نشستن است...
معنای زنده بودن من با تو بودن است... نزدیک... دور... رها... اسیر... دلتنگ... شاد... آن لحظه که بی تو سر آید مرا مباد... معنای عشق نیز در سرنوشت من با تو، همیشه با تو، و برای تو زیستن است...
در خرابات مغان نور خدا می بینم خدایا مراقب ما و بقیه پروانه ها باش... حالا بپریم... آری... دچار باید بود... خدا نگهدارتان پروانه های عاشق...... |
|
2 نوشته شده در
جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 23:58 توسط اولین |
|
|
دلاویز ترین حرف جهان
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 22:14 توسط اولین |
|
|
سفر به خیر!
|
|
- " به کجا چنین شتابان!" گون از نسیم پرسید. -" دل من گرفته زینجا، هوس سفر نداری ز غبار این بیابان؟ " -" همه آرزویم ، اما چه کنم که بسته پایم..." - " به کجا چنین شتابان!" -"به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم." -"سفرت به خیر! اما، تو و دوستی، خدا را چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی، به شکوفه ها، به باران، برسان سلام ما را."
|
|
2 نوشته شده در
شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 15:36 توسط اولین |
|
|
...Golden New Year
|
|
,A golden new year has arrived
!Merry Christmas
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه سوم دی 1385ساعت 15:19 توسط اولین |
|
|
11 دقیقه - پائولو کوئیلو
|
|
" اشتیاق فراوان و از نوع واقعی...اشتیاق،نزدیک شدن به دیگران است...از این لحظه به بعد،واکنشها نقش اصلی را بر عهده می گیرند...مرد و زن وارد بازی می شوند...ولی آنچه که از پیش قرار است اتفاق بیفتد،یعنی جذابیتی که آنها را به یکدیگر می رساند، قابل توضیح دادن نیست... تنها اشتیاقی بکر و پاک است... زمانی که این اشتیاق،هنوز در حالت پاکی است، مرد و زن به زندگی عشق می ورزند...هر لحظه آبرومندانه و محترمانه زندگی می کنند...و همواره آگاهانه در انتظار رسیدن لحظه ی مناسب برای جشن گرفتن به خاطر نعمت بعدی می مانند... چنین افرادی شتاب ندارند... رویدادها را با واکنشهای نا آگاهانه خراب نمی کنند. می دانند آنچه قرار است به وقوع بپیوندد،اجتناب ناپذیر است.
همیشه واقعیت،راهی برای حضور پیدا خواهد کرد.وقتی زمان موعود
فرا برسد،دچار تردید نمی شوند و فرصتها را از دست نمی دهند...
اجازه نمی دهند هیچ لحظه ای بیهوده بگذرد؛زیرا اهمیت هر ثانیه را
درک می کنند و به آن احترام می گذارند..."
|
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 14:16 توسط اولین |
|
|
رستاخیز...
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 16:4 توسط اولین |
|
|
زهیر
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 0:28 توسط اولین |
|
|
خواب آشفته...
|
|
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم،که از خاگ گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد بدست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یک ریز و پی در پی دم گرم خوشش را در گلویم سخت بفشارد بدینسان بشکند دایم سکوت مرگبارم را و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد "دکتر شریعتی" ... |
|
2 نوشته شده در
شنبه ششم آبان 1385ساعت 21:9 توسط اولین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دچار يعنی عاشق،
و فکر کن که چه تنهاست اگر ماهی کوچک دچار آبی دريای بيکران باشد . هميشه فاصلهای هست ، دچار بايد بود... |
|
RSS
|